پیشنهاد یک برنامه پژوهشی: شناسایی و الگوسازی سناریوهای کاربردی معماری سازمانی

پیشنهاد یک برنامه پژوهشی:

شناسایی و الگوسازی سناریوهای کاربردی معماری سازمانی

  

رضا كرمي

شرکت مهندسی نرم ­افزاری گلستان

پست الکترونیکی: karami@golsoft.com

مجله شماره 225 گزارش انفورماتیک: بهمن و اسفند 1394

 

 1- مقدمه

معماری سازمانی[1] امروزه به‌عنوان الگوی مسلط در برنامه‌ريزی فناوری اطلاعات شناخته شده است. اين روش كه در اصل برای برنامه‌‎ريزی سيستم‎‌های اطلاعاتی در مقياس سازمانی طراحی شده بود، به‌ تدريج در حوزه‎های ديگر فناوری اطلاعات نيز به ‌كار گرفته شده و امروزه حتی در زمينه‎ای فراتر از حوزه فناوری اطلاعات (به‌ عنوان مثال برنامه‎ريزی راهبردی سازمانی، بهبود و بازمهندسی فرآيندها، مديريت تغيير و تحولات سازمانی و …) نيز كاربرد دارد. همچنين كاربست اين روش به‌عنوان يك فرايند عمومی در همه سازمان‎های بزرگ و متوسط به‌ رسميت شناخته شده است.

در کشور ما نیز نزدیک دو دهه از ورود و معرفی مفاهیم و روش‎های معماری سازمانی می‎گذرد و در این مدت، نظریه و کاربرد این روش هم در محافل دانشگاهی و هم در سازمان‎های اداری و بنگاه­‎های اقتصادی کشور مورد توجه قرار گرفته است. بر پایه نتایج پژوهشی که در سال 92 منتشر شده است [1]، بین سال‎های 83 تا 91 بیش از 170 مقاله پژوهشی (اعم از پایان‎نامه‎های دانشجویی و مقالات ارائه­ شده در نشریات یا همایش­‎های علمی) در کشور، با موضوع معماری سازمانی یا کاربردهای آن منتشر شده است. همچنین بر پایه اطلاعاتی که در جریان اجرای پروژه «تدوین چارچوب و برنامه ملی معماری سازمانی کشور» جمع‎آوری شده، در بیست­ سالۀ اخیر بیش از 100 پروژه معماری سازمانی یا موضوعات مرتبط مانند طرح‎های جامع اطلاعاتی، برنامه‎‌های جامع فناوری اطلاعات، برنامه‎ریزی راهبردی اطلاعاتی  و نظایر آن) در سازمان‎های کشور اجرا شده است.

علی­‎رغم توجه همزمان دانشگاه و صنعت به این موضوع (همگام با تشدید توجه جهانی به موضوع معماری سازمانی و کاربردهای آن) واقعیت این است که تاکنون پیوند محکمی میان پژوهش­‎های آکادمیک و کاربردهای عملی معماری سازمانی در کشور ایجاد نشده است. به این معنی که موضوعات پژوهشی مطرح در دانشگاه‎ها که دست­‎مایه تهیه پایان‎نامه‎های دانشجویی یا پژوهش­‎های مستقل دانشگاهی می­‎شود (با استثنائات انگشت­‎شماری) هیچ کاربرد عملی در پروژه‎های واقعی معماری سازمانی کشور پیدا نکرده و گرهی از مشکلات صنعت در این حوزه نگشوده است.

آنچه در این مقاله ارائه می‎شود، پیشنهاد یک برنامه پژوهشی است که در صورت اجرا و هدایت توسط مراکز دانشگاهی و پژوهشی کشور، می­‎تواند تأثیر قابل ­توجهی در بهبود این ارتباط داشته باشد.

 

2- بیان مسئله

یکی از مهم‎­ترین مسائلی که در آغاز هر پروژه[2] معماری سازمانی باید بدان پاسخ داد (اعم از این‌ که معماری سازمانی موضوع اصلی پروژه یا بخشی از آن را تشکیل دهد)، تعیین مدل­‎های مورد نیاز برای توصیف معماری است. در این پروژه‎ها بیشترین وقت و انرژی مجریان صرف تهیه مدل‎های معماری می‎شود و اگر این مدل­‎ها بیش از حد لازم برای دستیابی به اهداف پروژه باشد، زمان و هزینه‎ای که صرف تهیه آن­‎ها می­‎شود، موجب اتلاف منابع پروژه می­‎گردد. از سوی دیگر، اگر مدل­‎هایی که در پروژه تهیه می­‎شود، کمتر از حد لازم باشد، نمی‎توان بر مبنای آن‎ها توصیف و در نتیجه تحلیل شایسته‎ای از معماری به ­دست داد. اهمیت تعیین درست مدل­‎ها و نماهای معماری سازمانی به ­حدی است که در بین فعالان این رشته، اصطلاحی با عنوان just enough architecture جعل شده است، که مقصود از  آن، پرهیز از تهیه مدل‎های معماری بدون فایده و بدون ارتباط با اهداف پروژه است.

اما چگونه می‎توان مدل­‎های «لازم» و «کافی» برای توصیف و تحلیل معماری را در پروژه‎های معماری سازمانی تشخیص داد؟ در الگوهای سنتی کاربرد معماری سازمانی، عمدتاً تعیین این مدل‎ها با اتکا به چارچوب‎های مرجع معماری سازمانی صورت می­‎گرفت، اما با افزایش سطح بلوغ فرآیند مدیریت معماری سازمانی و تنوع یافتن کاربردهای آن (و همچنین توسعه کاربردها فراتر از محدوده فناوری اطلاعات)، رفته­‎رفته اتکا به چارچوب­‎های مرجع در تعیین مدل‎های معماری کاهش یافته است. نتایج تحقیقی که در سال‎های اخیر منتشر شده نشان می‎دهد بیش از نیمی از سازمان‎ها، به ­جای استفاده از چارچوب­‎های مرجع (کلاسیک) ترجیح می‎دهند از چارچوب‎های تلفیقی، ویژه یا مناسب‎سازی ­شده برای خود استفاده کنند[2] .

یک روش دیگر برای تعیین مدل‎های معماری که در سال‎های اخیر مورد توجه قرار گرفته است، از مسیری است که بر مبنای کاربرد استاندارد ISO/IEC/IEEE 42010 تعیین می‎شود.

 

3- استاندارد ISO/IEC/IEEE 42010

استاندارد [3]ISO/IEC/42010:2011 نسخه تکامل‎یافته‎ای از استاندارد [4]IEE1471: 2007 است که در آن به نحوه توصیف معماری سیستم‎ها پرداخته شده است. در استاندارد 42010، توصیفات معماری انواع سیستم‌‎ها که صراحتاً شامل سازمان‎ها نیز شده، مدل و روش تهیه توصیفات معماری با توجه به دیدگاه‎های سودبران مختلف و با استفاده از نماهایی برای پاسخ به این دیدگاه‎ها ارائه شده است. در این استاندارد، فعالیت‎های ایجاد، تحلیل و نگهداری از معماری سیستم‎ها و ذخیره این معماری‌‎ها در قالب مخزن توصیفات معماری تعیین شده است. این استاندارد، مؤلفه‎های اصلی معماری را که به‎ویژه کاربست آن‌ها در نماهای چندگانه و استفاده مکرر در دیدهای مختلف مرتبط با معماری سیستم مورد توافق است، کدبندی می‎کند.

هدف این استاندارد کمک به توصیف و ارتباطات معماری‎ها و در نتیجه افزایش کیفیت و کاهش هزینه از طریق استانداردسازی عناصر توصیفات معماری است. علی‎رغم تلاش‌‎های زیاد صورت‌ گرفته برای بهبود فعالیت‎ها و فناوری‎های مهندسی، سیستم‎های مبتنی‎بر نرم‎افزار همچنان تاکنون دارای مخاطرات و مشکلات اساسی در طراحی، ساخت، استقرار و ارتقاء هستند.

مدل مفهومی ارائه ­شده در استاندارد 42010، پاسخی برای پرسش اساسی تعیین نماهای مورد نیاز در معماری سازمانی فراهم می‎آورد (شکل 1).

شکل 1: مدل مفهومی توصیف معماری مطابق با ISO/IEC/IEEE 42010

 

در این مدل، هر توصیف معماری از یک یا چند دیدگاه معماری[5] تشکیل می‎شود. دیدگاه‎های معماری با توجه به ملاحظات سودبران[6] معماری تعیین ­می‎گردد. با توجه به رابطه معنی‎داری که بین سودبران، ملاحظات و دیدگاه‎های معماری وجود دارد، به ­نظر می­‎رسد مسیر منطقی برای شناسایی مدل­‎های لازم برای توصیف معماری یک سامانه یا سازمان، باید از گام‎های زیر تشکیل شود:

  1. سودبران (معماری) سامانه را شناسایی کنید.
  2. به­ ازای هر سودبر، توجهات او را نسبت به (معماری) سامانه شناسایی کنید.
  3. به­ ازای هر توجه، دیدگاه مناسبی را که بتواند به آن توجه پاسخ دهد، بیابید.
  4. با توجه به رهنمودهای دیدگاه (ها)، نماها و مدل­‎های مورد نیاز را تهیه کنید.

باید توجه داشت، دیدگاه‎هایی که بر مبنای این روش به­ دست می­‎آیند، لزوماً ناهم‌ پوشا[7] نیستند و می­‎توان با فاکتورگیری عناصر مشترک در بین آن‎ها، مجموعۀ کمینه‎ای از مؤلفه‎های معماری مورد نیاز را شناسایی و در قالب یک فرامدل معماری، ارتباط میان آن‎ها را برقرار کرد. در واقع، فرامدل‎هایی که از این راه به ­دست می­‎آیند، جایگزین مناسبی هستند برای فرامدل­‎های بیشینه‎ای که در روش­‎های سنتی معماری سازمانی از چارچوب­‎های مرجع استخراج می‎شد.

هر چند روش یادشده برای تعیین دقیق مدل‎ها و نماهای معماری لازم مؤثر است، اما در عمل اجرای گام‎های (1) و (2) آن در محیط سازمان­‎های واقعی، بخصوص در مورد سازمان‎هایی با سطح بلوغ پایین مدیریت معماری سازمانی، تا حدی دشوار و زمان‎بر است. نتایج پروژه­ تحقیقاتی که چند سالی است در مؤسسه مهندسی نرم‎افزار برای سیستم‎های اطلاعاتی تجاری[8] (SEBIS) وابسته به دانشگاه فنی مونیخ[9] تعریف شده است، از طریق ایجاد یک کاتالوگ الگوهای مدیریت معماری سازمانی می­‎تواند به حل نسبی این مشکل کمک کند. نتایج این تحقیق که تحت عنوان EAP-PC به­ صورت عمومی منتشر شده و در دسترس عموم قرار دارد [3]،  حاوی 43 ملاحظه، 53 دیدگاه، 20 روش و 47 مدل اطلاعاتی پرکاربرد در فرآیند مدیریت معماری سازمانی در سازمان‎های پیشرو در این زمینه است. همه این عناصر، در قالب الگوهای کاربردی صورت­‎بندی شده­‎اند.

 

4- الگوها و الگوسازی

مفهوم الگوی طراحی[10] پیشینۀ طولانی و مکتوباتی غنی در رشته مهندسی نرم‎افزار دارد. منظور از یک الگوی طراحی، یک راه ­حل یا مجموعه‎ای از راه‎حل­‎های نیمه‎آماده و تکرارپذیر برای یک مشکل (مسئله) پرتکرار است که در یک قالب استاندارد بسته‎بندی و مستند شده باشد. در طراحی نرم­‎افزارها (به ­ویژه در مرحله طراحی معماری) مهندسان و طراحان نرم­‎افزار با افزودن جزئیات مربوط به مسئله انضمامی پیش­ روی خود به الگوهای طراحی از پیش­‎شناسایی ­شده، راه­‎حل مشخصی برای این مسائل طراحی می­‎کنند. کاتالوگ­‎های متعددی از الگوهای طراحی در مهندسی نرم‎افزار منتشر شده و در دسترس است. (برای نمونه، نگاه کنید به [4]، [5] و [6])

یک الگوی طراحی معمولاً با عناصر زیر شناسایی و مستند می‎شود:

  • نام الگو
  • هدف (یا مشکلی که الگو برای حل آن طراحی شده است)
  • کاربردها
  • ساختار (یا معماری)
  • عناصر (مؤلفه‎های تشکیل‎دهنده، مانند رده‎ها و اشیاء)
  • سناریو (توصیف پویای الگو)

در EAM-PC برای مستندسازی الگوهای مدیریت معماری سازمانی، از قالب زیر استفاده شده است:

  • شناسه
  • نام الگو
  • جمع‎بندی (خلاصه)
  • مسئله (مشکل)
  • راه‎حل

هر چند از الگوهای EAM-PC می­‎توان برای اجرای گام­‎های (2)، (3) و (4) روش پیش‎گفته بهره­ گرفت، دشواری اجرای گام (1) یعنی تشخیص سودبران معماری در هر پروژه معماری سازمانی همچنان برقرار است. در سازمان‎هایی که بلوغ فرآیند مدیریت معماری سازمانی در آن‎ها پائین است، شناسایی و برقراری ارتباط با سودبران، همچنین تفهیم موضوع و دریافت ملاحظات (دغدغه‎ها) از آنان کار دشوار و معمولاً زمانبری است. دشواری این وظیفه در شرایطی که مشاور و مجری پروژه نیز تجربه قبلی و شناخت کافی از مسئله و سازمان نداشته باشد، دوچندان می‎شود.

به ­همین دلیل به ­نظر می‎رسد اگر بتوان مجموعه الگوهایی را که در EAM-PC جمع‎آوری شده است (یا الگوهایی دیگری را تدریجاً به این الگوها اضافه می‎شود)، با ارتباط دادن به مشکلات یا مسائلی که در عمل برای حل آن‎ها از معماری سازمانی استفاده می‎شود، یکبار دیگر تجمیع و الگوسازی کنیم، بتوان به اجرای عملی پروژه‎های معماری سازمانی، در مرحله انتخاب مدل‎ها و نماهای معماری (مرحله محدوده­‎بندی[11]) کمک شایان توجهی نمود.

 

5- صورت­‎بندی سناریوهای کاربردی معماری سازمانی

همانگونه که گفته شد، امروزه محدوده کاربردهای معماری سازمانی از حوزه فناوری اطلاعات فراتر رفته و بسیاری از موضوعات و مباحث مرتبط با مدیریت و برنامه‎ریزی سازمان‎ها را شامل می‎شود. برخی از کاربردهای کنونی معماری سازمانی عبارتند از:

  • برنامه‎ريزی توسعه فناوری اطلاعات
  • يكپارچه‎سازی اطلاعات و سيستم‌‎های اطلاعاتی
  • استانداردسازی فناوری و زيرساخت
  • توسعه سیستم­‎های کاربردی سازمان- مقیاس
  • بهبود و بازمهندسی فرآيندهای كسب ‌و كار
  • طراحی ساختار سازمانی
  • ساماندهی آمار و اطلاعات
  • بهبود نظام‌‎های مديريت فناوري اطلاعات
  • آماده‌‎سازی برای تأمین و استقرار راه‎حل‎های جامع (ERP، CRM، …)
  • همراستاسازی راهبردی فناوری اطلاعات و كسب ‌و كار
  • پياده‎سازی برنامه راهبردی سازماني
  • ایجاد و توسعه قابلیت‎های کسب­ و کار
  • مديريت تغييرات سازمانی

کاربرد مفاهیم و روش­‎های معماری سازمانی در هر یک از این موارد، مجموعه جداگانه‎ای از دیدگاه‎ها، نماها و مدل‎های معماری را طلب می‎کند. همان‎گونه که دیدیم، انتخاب این دیدگاه‎ها، به سودبران معماری و ملاحظات (دغدغه­‎های) این سودبران در هر مورد بستگی دارد. با در نظر گرفتن این مطلب که شکل کلی موضوع کاربرد (مسئله)، سودبران، ملاحظات و دیدگاه‎های معماری لازم به­ طور معمول در موارد خاص هر کاربرد قابل ­تکرار و بازکاربردپذیر (و بنابراین قابل الگوسازی) هستند، می­‎توان مجموعه این عناصر را یک «سناریوی کاربردی معماری سازمانی» نامید.

به زبان دقیق‎تر، هر سناریو کاربردی معماری سازمانی، یک چندتایی مرتب به شکل کلی زیر است:

که درآن؛

P توصیفی از مسئله (مشکل) کاربرد معماری سازمانی است،

مجموعه­‎ای از سودبران معماری در رابطه با مسئله  است،

مجموعه‎ای از ملاحظات سودبران معماری در رابطه با مسئله  است، به ­شرطی که،

مجموعه‎ای از دیدگاه­‎های معماری است، و

مجموعه‎ای از روش­‎های تحلیل یا طراحی نماهای  در رابطه با مسئله است.

 

با این صورت‎بندی، مسئله اصلی برای پژوهش پیشنهادی، عبارت خواهد بود از «شناسایی و مستندسازی الگوهای سناریوهای کاربردی () معماری سازمانی».

 

6- روش و موضوع‎های پیشنهادی برای پژوهش

بر پایه آنچه بیان شد، تعریف و اجرای یک برنامه پژوهشی[12] مقید به شرایط زیر پیشنهاد می‎شود:

  1. ابتدا، قالب استانداردی برای مستندسازی الگوی سناریوهای کاربردی طراحی شود.
  2. به ­ازای هر سناریوی کاربردی منتخب، یک پروژۀ پژوهشی[13] برای شناسایی و مستندسازی الگوی آن سناریوی کاربردی تعریف و اجرا شود. از آنجا که شناسایی عناصر یک الگوی سناریوی کاربردی، علاوه بر تسلط بر مفاهیم و روش­‎های معماری سازمانی، به دانش زمینه‎ای[14] آن کاربرد نیز بستگی دارد، پیشنهاد می‎شود هر پروژه توسط تیمی مرکب از پژوهشگران آشنا با معماری سازمانی، کارشناسان زمینه­‎ای و فعالان حرفه­‎ای معماری سازمانی اجرا شود.
  3. هر پروژه خاص را می‎توان در قالب یک پروژۀ پژوهشی دانشگاهی، پایان‎نامۀ دانشجویی یا پروژه مشترک دانشگاه – صنعت تعریف و اجرا نمود.
  4. یک هسته مرکزی (ترجیحاً یک مؤسسه آموزشی یا پژوهشی معتبر)، وظیفه تعریف الگوهای استاندارد، تقسیم کار و انتشار و اطلاع‎رسانی نتایج را برعهده بگیرد.

الگوهای سناریوهای کاربردی در صورت تدوین و انتشار، با صرفه­‎جویی در زمان و انرژی لازم برای تحلیل ملاحظات سودبران و انتخاب دیدگاه­‎های معماری، کمک شایان توجهی به کاربرد عملی معماری سازمانی در قالب پروژه‎های معماری سازمانی یا فعالیت‎های مستمر واحدهای معماری سازمانی در سازمان‎ها خواهند کرد.

 

7- گسترش‎های آینده

آنچه که ذکر شد، خط اصلی پژوهش پیشنهادی در حوزه سناریوهای کاربردی معماری سازمانی را تشکیل می­‎دهد. علاوه بر پروژه‎های پژوهشی پیشنهادی که هر یک، یکی از الگوهای سناریوهای کاربردی را پوشش می‎دهد، موضوعات زیر را نیز می‎توان به­ عنوان موضوع‎های آینده در این حوزه پژوهشی مورد توجه قرار داد:

  • دسته­‎بندی مسائل: واقعیت این است که مسائلی که منجر به کاربرد معماری سازمانی در عمل می‎شود (یعنی کلاس‎ها)، دارای ساختاری سلسله­‎مراتبی و هم­‎بسته است. به این معنی که میان این مسائل، ارتباطات معنایی مشخصی می­‎توان یافت که ردیابی و شناسایی این ارتباطات می­‎تواند افراز یا دسته‎بندی خاصی روی فضای مسائل عملی کاربرد معماری سازمانی ایجاد کند. چنین کاری ممکن است مستلزم توسعه یک صورت­‎بندی صوری برای احصای مسائل سازمانی و ارتباطات معنایی آن‎ها باشد که تا جایی که نگارنده اطلاع دارد، هنوز ایجاد نشده است.
  • ایجاد کتابخانه دیدگاه­‎ها: هرچند کتابخانه­‎های متعددی از دیدگاه‎های معماری در حال حاضر وجود دارد که از آن‎ها می‎توان در اجرای گام (3) از روش یادشده برای انتخاب دیدگاه­‎ها در هر پروژه‎ای استفاده کرد[15]، جمع­‎آوری، ایجاد و انتشار یک کتابخانه جامع از دیدگاه‎هایی که در جریان پروژه‎های پژوهشی یادشده استخراج می‎شود، می‎تواند موضوع یک فعالیت مستقل و موازی باشد.
  • نگاشت روشگان­: یکی از عناصر الگوی یک سناریوی کاربردی، روشگان (یا متدولوژی­‎ها)ی مورد نیاز برای تحلیل یا طراحی نماهاست (کلاس‎ها). درصورتی که بتوان نگاشت مشخصی بین روش­‎های شناسایی ­شده و مراحل یا فعالیت‎های یک روشگان استاندارد (مثلاً روشگان ADM در چارچوب TOGAF) یافت، کاربست عملی الگوهای شناسایی ­شده تسهیل و تسریع خواهد شد.

 

منابع و مراجع

[1]     راستی، زهرا، امیر درجه و رئوف خیامی، «مروری بر پژوهش­‎های اخیر حوزه معماری سازمانی در ایران»، نوزدهمین کنفرانس ملی سالانه انجمن کامپیوتر ایران، اسفند 92

[2] Cameron, B.H. and E. McMillan, “Analyzing the current trends in enterprise architecture frameworks”, in Journal of Enterprise Architecture, Feb. 2013

[3]  Enterprise Architecture Management Pattern Catalog, Release 1.0, Feb. 2008

[4]  Gamma, E., Helm, R., Johnson, R.,Vissides, J., Design Patterns: Elements of Reusable Object-Oriented Software, Addison-Wesley, 1995

[5]     Fowler, M., Patterns of Enterprise Applications Architecture, Adsison-Wesley, 2003

[6]     Hohpe, G., Woolf, B., Enterprise Integration Patterns: Designing, Building and Developing Messaging Solutions, Addison-Wesley, 2003

[7]     TOGAF version 9, Enterprise Edition, The Open Group, 2009

[8]     ArchiMate 2.0 Specification, The Open Group, 2012

 

 

[1] enterprise architecture

[2] هرچند در این متن، کاربردهای معماری سازمانی در بافت پروژه‎ه­ای مورداشاره قرار گرفته‎­اند، اما همه مطالب ذکر شده در مورد کاربردهای معماری سازمانی در بافت فرآیند مدیریت معماری سازمانی یا قابلیت معماری سازمانی (اجرای فعالیت­های معماری سازمانی به­ صورت مستمر) نیز صادق است.

[3] ISO/IEC/IEEE 42010:2011(E), Systems and Software engineering-Architectural description

ترجمه فارسی این استاندارد با نام «مهندسی سامانه­‎ها و نرم­‎افزار – توصیف معماری» و تحت شماره 16303 به­‎عنوان یک استاندارد ملی در سال 1392 از سوی سازمان ملی استاندارد منتشر شده است.

[4] IEEE Std 1471-2000, IEEE Recommended Practice for  Architectural Description of Software-Intensive Systems

[5] architecture viewpoint

[6] stakeholders’ concerns

[7] non-overlapping

[8] Software Engineering for Business Information Systems (SEBIS)

[9] Technische Universität München (TUM)

[10] design pattern

[11] scoping

[12] resaerch program

[13] research project

[14] domain knowledge

[15] برای مثال، می‎توان به کتابخانه دیدگاه‎ها در چارچوب TOGAF [7] ، استاندارد ArchiMate [8] یا EAM-PC [3] اشاره کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.